«خدایخوانی» عنوان سلسله یادداشتهای کوتاهی است که در آنها ترجمۀ متون دعایی را با نگاهی ویرایشی بررسی میکنم. در نخستین فصل از این یادداشتها بهسراغ دعاهای قرآنی رفتهام. در یادداشت نخست، پنج مورد اول را بررسیدم. در این یادداشت به پنج آیۀ دیگر میپردازم.
ویرایش ترجمه
«خدایخوانی» عنوان سلسله یادداشتهای کوتاهی است که در آنها ترجمۀ متون دعایی را با نگاهی ویرایشی بررسی میکنم. در نخستین فصل از این یادداشتها بهسراغ دعاهای قرآنی رفتهام.
در مطلب «ویرایش ترجمه؛ راستکردن کژیها» کوشیدم قسمتی از این کاستیها را مطرح کنم و توجه خوانندگان را به اهمیت ویراستاری متون ترجمهشده جلب کنم. در این یادداشت قصد دارم همان موضوع را با نگاهی کلانتر و این بار با تمرکز بر «فرایند انتقال معنا» بررسی کنم.
در این نوشتۀ کوتاه نه قرار است داد سخن بدهم و از برتری ذاتی زبان فارسی بنویسم و نه قرار است به مترجمان، بیراه بگویم و بانگ بزنم که «زبان مادریام را دریابید»! این چند خطْ واگویههای درون من است که به یُمن حسنظن دوستانم قلمی شده است، منِ ویراستار ترجمه. امیدوارم بتوانم توجه جامعۀ ترجمه را ازنو به دغدغهای کهنه جلب کنم: ویرایش ترجمه.