گرته‌برداری

5   مقاله
5

ابوالحسن نجفی از گرته‌برداری چنین تعریفی به دست می‌دهد: «ترکیبی که اجزای متشکل آن جداجدا از اجزای ترکیب خارجی ترجمه شده و در کنار هم قرار گرفته باشد» (غلط ننویسیم، ص ده).
یادداشت‌هایی که در زیر آمده‌اند به‌نوعی مربوط به این موضوع‌اند و به شما کمک می‌کنند آشنایی بیشتری با این موضوع زبانی بیابید.

ب

باریکه‌ها (۳)

چنان‌که در نخستین شماره از این یادداشت‌ها آوردم، آنچه در این سلسله یادداشت‌های زبانی و ادبی قرار است عرضه شود گاه حاصل مقادیری باریک‌بینی ویراستارانه و کنج‌کاوی مترجمانه است و گاه رهاورد درویشانه‌ای است از متن‌گردی‌های این بنده. این شما و این بخش سوم که در آن دربارۀ این موضوعات حرف زده‌ام: نکته‌ای درباب ارجاعات، گرته‌برداری در ترجمۀ «دَخَلَ عَلىٰ»، و اصرار وسواس‌گونه بر یکدستی

ب

باریکه‌ها (۲)

چنان‌که در نخستین شماره از این یادداشت‌ها آوردم، آنچه در این سلسله یادداشت‌های زبانی و ادبی قرار است عرضه شود گاه حاصل مقادیری باریک‌بینی ویراستارانه و کنج‌کاوی مترجمانه است و گاه رهاورد درویشانه‌ای است از متن‌گردی‌های این بنده. این شما و این بخش دوم که در آن دربارۀ این موضوعات حرف زده‌ام: بازشناسی یکی از پسوندهای فارسی، معانی «غلط‌کردن»، و چندمعنایی‌بودن بعضی واژه‌ها.

خ

خدای‌خوانی؛ درنگی در ترجمۀ دعاهای قرآنی (۲)

«خدای‌خوانی» عنوان سلسله یادداشت‌های کوتاهی است که در آن‌ها ترجمۀ متون دعایی را با نگاهی ویرایشی بررسی می‌کنم. در نخستین فصل از این یادداشت‌ها به‌سراغ دعاهای قرآنی رفته‌ام. در یادداشت نخست، پنج مورد اول را بررسیدم. در این یادداشت به پنج آیۀ دیگر می‌پردازم.

خ

خدای‌خوانی؛ درنگی در ترجمۀ دعاهای قرآنی (۱)

«خدای‌خوانی» عنوان سلسله یادداشت‌های کوتاهی است که در آن‌ها ترجمۀ متون دعایی را با نگاهی ویرایشی بررسی می‌کنم. در نخستین فصل از این یادداشت‌ها به‌سراغ دعاهای قرآنی رفته‌ام.

و

ویرایش ترجمه؛ راست‌کردن کژی‌ها

در این نوشتۀ کوتاه نه قرار است داد سخن بدهم و از برتری ذاتی زبان فارسی بنویسم و نه قرار است به مترجمان، بیراه بگویم و بانگ بزنم که «زبان مادری‌ام را دریابید»! این چند خطْ واگویه‌های درون من است که به یُمن حسن‌ظن دوستانم قلمی شده است، منِ ویراستار ترجمه. امیدوارم بتوانم توجه جامعۀ ترجمه را ازنو به دغدغه‌ای کهنه جلب کنم: ویرایش ترجمه.

خروج از نسخه موبایل