باریکه‌ها

3   مقاله
3

وقتی سرگرم مطالعه یا متن‌پردازی‌ام و به نکته و دقیقه‌ای برمی‌خورم که خیال می‌کنم ارزش هم‌رسانی دارد، در چند کلمه، گوشه‌ای یادداشتش می‌کنم. بعداً می‌روم سروقتش و سعی می‌کنم در چند خط، به‌کوتاهی پروبالش بدهم. این صفحه حاوی فهرستی از همین یادداشت‌های کوتاه است که اسمشان را گذاشته‌ام «باریکه‌ها»، همان کنج‌کاوی‌های مترجمانه و خرده‌بینی‌های ویراستارانه.

0

چنان‌که در نخستین شماره از این یادداشت‌ها آوردم، آنچه در این سلسله یادداشت‌های زبانی و ادبی قرار است عرضه شود گاه حاصل مقادیری باریک‌بینی ویراستارانه و کنج‌کاوی مترجمانه است و گاه رهاورد درویشانه‌ای است از متن‌گردی‌های این بنده. این شما و این بخش سوم که در آن دربارۀ این موضوعات حرف زده‌ام: نکته‌ای درباب ارجاعات، گرته‌برداری در ترجمۀ «دَخَلَ عَلىٰ»، و اصرار وسواس‌گونه بر یکدستی

ادامه خواندن
ب

باریکه‌ها (۲)

0
0

چنان‌که در نخستین شماره از این یادداشت‌ها آوردم، آنچه در این سلسله یادداشت‌های زبانی و ادبی قرار است عرضه شود گاه حاصل مقادیری باریک‌بینی ویراستارانه و کنج‌کاوی مترجمانه است و گاه رهاورد درویشانه‌ای است از متن‌گردی‌های این بنده. این شما و این بخش دوم که در آن دربارۀ این موضوعات حرف زده‌ام: بازشناسی یکی از پسوندهای فارسی، معانی «غلط‌کردن»، و چندمعنایی‌بودن بعضی واژه‌ها.

ادامه خواندن
0

در معنای «باریکه» گفته‌اند: «مقدار کم، چیز اندک، شیء ناقابل» (دهخ) . آنچه در این سلسله یادداشت‌های زبانی و ادبی قرار است عرضه شود چیز قابلی نیست؛ می‌توان آن را حاصل مقادیری باریک‌بینی ویراستارانه و کنج‌کاوی مترجمانه دانست، یا رهاورد درویشانه‌ای به حساب آورد از متن‌گردی‌های این بنده.

ادامه خواندن
خروج از نسخه موبایل