اشاره: «خدایخوانی» عنوان سلسله یادداشتهای کوتاهی است که در آنها ترجمۀ متون دعایی را با نگاهی ویرایشی بررسی میکنم. در نخستین فصل از این یادداشتها بهسراغ دعاهای قرآنی رفتهام. در یادداشت نخست، پنج مورد اول را بررسیدم. در این یادداشت به پنج آیۀ دیگر میپردازم.
۶. ترجمۀ مناسب جار و مجرور و مفعولبه
«وَٱعفُ عَنّا وَٱغفِر لَنا وَٱرحَمنا»
(بقره: ۲۸۶)
از گناهان ما چشم بپوش و آنها را بپوشان و با محوکردنشان به ما رحم کن.
(ترجمۀ علی ملکی)
چنانکه پیشتر گفته شد، گاه باید جار و مجرور را بهشکل مفعولی ترجمه کرد و گاه باید در ترجمۀ مفعولْ به فارسی از حرف اضافه بهره برد (رک. شمارۀ ۵). فعل دوم و سوم در این بخش از آیه مثال خوبی برای قاعدۀ پیشگفتهاند. عموم مترجمان در ترجمۀ «اِغفِر لَنا»، جار و مجرور (لَنا) را بهشکل مفعولی ترجمه کردهاند: «ما را بيامرز» (آیتی، انصاریان، قرائتی و مجتبوی) یا «ما را ببخشای» (خرمدل و فولادوند)؛ اما صادقی تهرانی با برگزیدن معنای دیگر غفران، پوشاندن، آن را اینگونه برگردانده است: «برایمان بپوشان»، آنهم بی هیچ توضیح اضافهای. درواقع روشن نیست چهچیزی قرار است پوشانده شود.[1]
در ترجمۀ بخش دیگر، یعنی «اِرحَمنا» نیز که متشکل از فعل و مفعول است، عموم مترجمان با کاربست بخش دوم قاعده، از حرف اضافه استفاده کردهاند: «بر ما رحمت آور» (آیتی، خرمشاهی و فولادوند) یا «بر ما رحم کن» (انصاریان و صادقی تهرانی) یا «به ما رحم فرمای» (خرمدل). دراینمیان، ترجمۀ الهی قمشهای کمی ناآشنا مینماید: «بر ما رحمت فرما»؛ توضیح اینکه «رحمتفرمودن بر» بیشتر در متون کهن دیده میشود. معزی هم در ترجمۀ کلمهبهکلمۀ خود، قاعدۀ یادشده را به کار نبسته و ترجمهای کهنگونه فراهم آورده است: «رحم کن ما را.» ناگفته نماند که قرائتی هم ترجمهای تقریباً متفاوت به دست داده است: «[ما را] در رحمت خود قرار ده.»
حاشیه: شهاب تشکری آرانی در ترجمۀ منظوم خود، این بخش از آیه را چنین به نظم درآورده است:
بگذر از ما و جرم و لغزشها
رحمت خويش را ببخش به ما
[1]. البته از قراینی در همین آیه و دیگر آیات روشن است که مراد چیست، اما بههرحال این ابهام بهوضوح از رسایی ترجمه کاسته است.
۷. جایگاه گروه قیدی در جمله
«رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ إذ هَدَيتَنا»
(آلعمران: ۸)
خدایا، بعد از آنکه راهنماییمان کردی، دلهایمان را از حق منحرف نکن.
(ترجمۀ علی ملکی)
عبارت «بَعدَ إذ هَدَيتَنا» را همۀ مترجمان بهصورت قیدی ترجمه کردهاند: «پس از آن كه هدايتمان كردى» (بهرامپور و خرمشاهی) یا «پس از آنکه ما را هدایت کردی» (صادقی تهرانی، فولادوند و قرائتی) و دیگر موارد مشابه. اما بر سر اینکه این گروه قیدی در کجای جملۀ اصلی قرار گیرد، اتفاقنظر چندانی نیست و دستکم سه گونه انتخاب را میتوان برشمرد:
۱. ابتدای جمله: برای مثال، خرمشاهی چنین ترجمهای از آیه به دست داده است: «پروردگارا، پس از آنکه هدایتمان کردی، دلهای ما را مگردان.» آیتی، صادقی تهرانی، فولادوند و قرائتی نیز همین محل را برای درج گروه قیدی برگزیدهاند؛
۲. میانۀ جمله: برای نمونه، انصاریان چنین ترجمه کرده است: «پروردگارا، دلهایمان را، پس از آنکه هدایتمان فرمودی، منحرف مکن.» بهرامپور و مجتبوی نیز چنین کردهاند؛
۳. پایان جمله: برای مثال، الهی قمشهای چنین ترجمهای به دست داده است: «بارپروردگارا، دلهای ما را به باطل میل مده، پس از آنکه به حق هدایت فرمودی.» انتخاب خرمدل و معزی نیز همین بوده است.
به نظر میرسد برای هریک از این جانماییها بتوان توجیه یا توجیهاتی آورد یا دستکم هیچیک را نتوان بهلحاظ ویرایشی خطا دانست. بااینحال شاید بهتر باشد محصول این سه انتخاب را با یکدیگر مقایسه کنیم. چهبسا جایگزینکردن جملهای سادهتر در اینجا راهگشا باشد:
۱. پس از خواندن، کتاب را پس بیاور؛
۲. کتاب را، پس از خواندن، پس بیاور؛
۳. کتاب را پس بیاور، پس از خواندن.
با این توضیح، شاید بتوان روانترین جمله را محصول انتخاب دوم دانست.
حاشیه: مولانا در دفتر اول از مثنوی معنوی (ذیل «تعجبکردن آدم علیه السلام از ضلالت ابلیسِ لعین و عُجبآوردن») چنین سروده:
لا تُزِغ قَلبًا هَدَیتَ بِٱلکَرَم
وَٱصرِفِ ٱلسّوءَ ٱلَّذي خَطَّ ٱلقَلَم
(دلی را که از روی لطف به راه آوردی گمراه مکن/و تقدیر ناخوشایندی را که قلم بر ما رقم زده است بگردان) (فارسیِ درخشانِ شادروان کاظم برگنیسی).
۸. ترجمۀ حرف شبیه به فعل «إنَّ»
«رَبَّنا إنَّنا آمَنّا فَٱغفِر لَنا ذُنوبَنا وَقِنا عَذابَ النّار»
(آلعمران: ۱۶)
خدایا، ما ایمان آوردیم. تو هم گناهانمان را بپوشان و از عذاب جهنم حفظمان کن.
(ترجمۀ علی ملکی)
آیا «إنَّ» را باید ترجمه کرد؟ چگونه؟ دربارۀ ترجمه کردن یا نکردن «إنَّ» در ابتدای جمله، دو دیدگاه عمده وجود دارد: نخست، ترجمهکردن آن به «همانا»، «قطعاً»، «بهدرستی که» و مواردی ازایندست، که ظاهراً دیدگاه قدماست؛ دوم، ترجمهنکردن آن، که گویا مترجمانِ امروز بیشتر به آن مایلاند. بااینهمه شاید بتوان موضوع این دوگانه را قدری بسط داد و بهصورت تفصیلیتر بررسید. برای مثال، میتوان میان متون کهن یا کلاسیک، و متون معاصر تفاوت قائل شد. همچنین میتوان لحنِ بهکاررفته در ترجمه را، که متناسب با مخاطب فرضی انتخاب شده است، در این انتخاب دخیل دانست. نیز ممکن است در جایی از یک متن، ترجمۀ این حرف ضروری به نظر برسد و در جای دیگر خیر.
بههرروی، در ترجمههای موجود از قرآن کریم نیز مترجمان روش یکسانی در پیش نگرفتهاند. بهعنوان مثال، در همین آیه، انصاریان از «قطعاً» استفاده کرده است و صادقی تهرانی از «بیگمان» و قرائتی از «بهراستی»، درحالیکه آیتی، بهرامپور، خرمدل، خرمشاهی و… چنین نکردهاند. الهی قمشهای هم که «إنَّنا آمَنّا» را در ترجمۀ خود جا انداخته است: «پروردگارا، (به کَرم خود) گناهان ما ببخش و ما را از عذاب جهنم نگاه دار.»
سؤالی که در اینجا میتوان از گروه دوم پرسید این است: اگر در این آیه نباید «إنَّ» را ترجمه کرد، پس اساساً چرا چنین ساختاری (حرف شبیه به فعل و اسم و خبر) در آیه به کار رفته؟ این در حالی است که در تعابیری بسیار مشابه، چنین ساختاری به چشم نمیخورد: «رَبَّنا آمَنّا فَٱغفِر لَنا وَٱرحَمنا» (مؤمنون: ۱۰۹) و «رَبَّنا آمَنّا بِما أَنزَلت» (آلعمران: ۵۳).
دربارۀ ترجمۀ فعل امر «ق» پیشازاین توضیح دادم (رک. شمارۀ ۱).
حاشیه: فیض کاشانی در ابتدای قصیدهای با عنوان «توبۀ آدم و قبول آن» چنین میسراید:
آدم قبول کرد و دگر توبه تازه کرد
از روی عجز و گفت که اِغفِر ذُنوبَنا
امید مجد نیز در ترجمۀ منظوم خود چنین آورده:
كسانى كه گويند با كبريا
كه ماييم مؤمن به تو اى خدا
ببخشا گناهان ما اى غفور
ز سوزنده آتش نگه دار دور
۹. ترجمۀ جارومجرور «لي»
«رَبِّ هَب لی مِن لَدُنكَ ذُرّيَّةً طَيِّبَة»
(آلعمران: ۳۸)
خدایا، خودت به من هم فرزندی صالح ببخش.
(ترجمۀ علی ملکی)
مترجمان در برخورد با این آیه به دو دسته تقسیم شدهاند: گروهِ نخست «لي» را به «مرا» برگرداندهاند، مانند آیتی که چنین گفته: «اى پروردگار من، مرا از جانب خود فرزندى پاكيزه عطا كن.» الهی قمشهای، انصاریان، مجتبوی و معزی در این گروهاند. اما گروه دوم «لي» را «به من» ترجمه کردهاند که ترجمهای است روانتر و به فارسیِ امروز نزدیکتر. خرمدل، خرمشاهی، صادقی تهرانی، فولادوند و قرائتی در این گروهاند.
چنانکه میدانیم، در گذشته، گاه بهجای حرف اضافه و متمم از مفعول بهره میبردهاند؛ برای مثال خواجۀ شیراز میفرماید: «خداوندا مرا آن ده که آن به.» اما امروزه در میان گویشوران فارسی معیار کمتر کسی را سراغ داریم که خطاب به خداوند یا دیگری بگوید: «مرا (یا من را) فلان چیز بده»، بلکه عموماً چنین میگوییم: «فلان چیز را به من بده.»
چنانکه پیشتر گفته شد، گاه مفعولبه را باید بهصورت ترکیب حرف اضافه و متمم ترجمه کرد و گاه برعکس، باید جار و مجرور را بهشکل مفعول به فارسی برگرداند (رک. شمارۀ ۵ و ۶). البته پیداست که این تغییر ضوابطی دارد و ناپایبندی به این ضوایط ترجمههایی دشوارخوان یا دستکم کهنه پدید میآورد.[1]
حاشیه: سیدرضا ابوالمعالی در ترجمۀ منظوم خود چنین آورده:
(زكرْيا ز مريم كرامت چو ديد
همانگه بگفتا به رب حميد)
كه ای كردگارا ز لطفت به ما
عطا كن بس اولاد پاكيزه را
[1]. نکتۀ تکمیلی: چهبسا برخی این خطا را ناشی از این بدانند که «وَهَبَ» یکی از افعال تحویل (هممعنای «صَيَّرَ») است و دو مفعول میگیرد و به همین خاطر بر این باور باشند که میتوان ترجمۀ «لي» به «مرا» را موجه دانست. شاید بتوان اینگونه پاسخ داد که در تمام موارد کاربرد دومفعولیِ این فعل و مشتقاتش در قرآن کریم، حرف اضافه (جار و مجرور) آمده است. ازاینرو دستکم از مترجمان قرآنی انتظار میرود که به این تفاوت واقف باشند.
۱۰. ترجمۀ لفظ «مَعَ»
«رَبَّنا آمَنّا بِما أَنزَلتَ وَٱتَّبَعنَا ٱلرَّسولَ فَٱكتُبنا مَعَ ٱلشّاهِدين»
(آلعمران: ۵۳)
خدایا، به آنچه تو فرستادهای ایمان آوردهایم و دنبالهروِ پیامبرت بودهایم؛ پس ما را با شاهدان[1] همنشین کن.
(ترجمۀ علی ملکی)
چنانکه پیداست، «نا» (ما)، مفعولبهِ فعل «اُكتُب» (بنویس) است. اما ازآنجاکه نمیتوان خودِ کسی را نوشت، بلکه مثلاً نامونشان افراد نوشتنی است، باید گفت در اینجا حذفی بهقرینۀ معنوی روی داده است. شاید بتوان گفت بیشتر مترجمانْ همین حذف را در ترجمهشان نیز بازتاباندهاند، اما هستند مترجمانی که ترجیح دادهاند محذوف را بهجای خود برگردانند، مانند بهرامپور که چنین گفته است: «پس نام ما را در زمرۀ شاهدان بنويس.» الهی قمشهای و مجتبوی نیز چنین کردهاند.
اما آنچه اکثر قریب به اتفاق مترجمان به ترجمۀ خویش افزودهاند واژۀ «زمره» یا مترادفهای آن است. «زمره» را «گروه، جماعت، دسته» معنا کردهاند (دهخ). انصاریان، بهرامپور، خرمدل، خرمشاهی، صادقی تهرانی، فولادوند، قرائتی و مکارم شیرازی، همه، از واژۀ «زمره» در ترجمهشان سود جستهاند. برای مثال صادقی تهرانی چنین گفته: «ما را با (زمرۀ) گواهان (در این سامان) ثبت فرمای.»
در اینجا میتوان پرسشی پیش کشید: با توجه به این معنا، «مع» را باید چگونه برگرداند؟ آیا باید از خدا بخواهیم که «در» زمرۀ گواهان باشیم یا «با» این زمره یا «از» آن؟ در اینکه «مع» اسم است یا حرف، اختلافنظر وجود دارد، اما بههرروی، در معنای آن گفتهاند: «لَفظَةٌ تُفيدُ ٱلمُصاحَبَةَ وَٱجتِماعَ شَيئَين»؛ (لفظی است که معنای همراهی و پیوستگیِ دو [یا چند] چیز را میدهد) (وسط). برایناساس شاید بتوان گفت حرف اضافۀ «با» این معنا را بهتر از دیگر حروف اضافه میرساند.
[1]. پانوشت در ترجمه: «شاهدان» یعنی شاهدان کارهای مردم یا شاهدان بر یگانگی خدا.