۱. آبدیده با آب‌داده متفاوت است. اوّلی به‌معنای خراب و فاسد (بر اثر رطوبت‌دیدگی) است، مانند «پارچهٔ آبدیده» و دومی یعنی تیزکرده و عمل‌آوری‌شده در گرما، مانند «خنجر آب‌داده».

۲. آج با عاج متفاوت است. اوّلی به‌معنای «برجستگی‌های منظم بر سطح برخی اشیا»ست و
 دومی یعنی «ماده‌ای سفید و سخت که جنس دندان‌های فیل و برخی جانواران از آن است».
۳. آرایه با پیرایه متفاوت است. اوّلی یعنی «افزودن زیور برای زیباکردن» و دومی یعنی «زدودن زواید برای زیباکردن». گاهی دومی به‌جای اولی نیز نشسته است، مثل پیرایه‌بستن.

۴. آزمایشات، پیشنهادات، تراوشات، سفارشات، گزارشات و...؛ بهتر است واژگان فارسی را با نشانه‌های فارسی جمع ببندیم: آزمایش‌ها، پیشنهادها و... .

۵. آذوقه یا آزوقه؟ مرحوم نجفی «آزوقه» را صحیح‌تر دانسته است؛ اما فرهنگ املایی خط فارسی فقط «آذوقه» را درست می‌داند.

۶. آفریقا یا افریقا؟ آمریکا یا امریکا؟ مرحوم نجفی «افریقا» و «امریکا» را به‌علت «سنتی‌تربودن» صحیح‌تر می‌داند؛ اما امروزه «آفریقا» و «آمریکا» رواج بسیار بیشتری دارند و لزومی ندارد بر شکل سنتی‌شان پافشاری کنیم.

۷. آگاهی از با آگاهی به متفاوت است. در فارسی امروز، اوّلی را به‌معنای «اطلاع ساده» به‌کار می‌برند و دومی را در مفهومی عمیق‌تر به‌معنای «شعور» استفاده می‌کنند.

۸. پس از آنچه نیازی به استفاده از «را» و «که» نیست؛ مگر برخی موارد خاص که در آن‌ها معنای عبارت و منطق کلام برخلاف این حکم می‌کند. برای پرهیز از این کاربرد، می‌توان از «چیزی» استفاده کرد: چیزی که، چیزی را که.

۹. ضمیر اشارهٔ آن و این هرگاه پیش از حرف «که» بیاید، سرهم نوشته می‌شود: آنکه، اینکه؛
اما اگر آن و این به‌معنای «آن کس» یا «آن چیز» باشد، با نیم‌فاصله می‌آید.

۱۰. اتو یا اطو؟ اتاق یا اطاق؟
مرحوم نجفی در هر دو مورد، ضبط اول را بهتر از دوم دانسته است؛ اما فرهنگ املایی خط فارسی در مورد اول، تفاوتی قائل نشده و در مورد دوم نیز تنها «اتاق» را صحیح دانسته است.

۱۱. اتوبوس‌گرفتن، تاکسی‌گرفتن و...؛ بهتر است فعلِ «گرفتن» را وقتی برای وسایل نقلیه به‌کار ببریم که مرادمان دربست‌ کرایه‌کردن باشد. در غیر این صورت، ممکن است موجب بدفهمی شود.

۱۲. اثاث با اساس متفاوت است؛ اوّلی به‌معنای لوازم خانه است و دومی به‌معنای پی و بنیاد.

۱۳. احسن با احسنت متفاوت است. اوّلی به‌معنای «بهتر و نیکوتر» است و دومی اصطلاحاً به‌معنای آفرین.

۱۴. برخی ادبا کاربرد احوالات را صحیح نمی‌دانند و می‌گویند «احوال» خودش جمع است و نباید جمع بسته شود. اما باتوجه‌به رواج این واژه و کاربرد آن در برخی متون قدیم، دیگر نمی‌توان آن را نادرست دانست.

۱۵. مرحوم نجفی کاربرد ادبیات در معنای «کتاب‌شناسی» را صحیح نمی‌دانست و معتقد بود گرته‌برداری از literature است؛ درحالی‌که این واژه با این معنا در زبان دانشگاهیان کاملاً رایج است، مثلاً ادبیات اقتصاد کلان.

۱۶. ارابه و عرابه هر دو درست است.

۱۷. مرحوم نجفی معتقد بود ارائه یعنی نشان‌دادن و نه تحویل‌دادن یا تقدیم‌کردن؛ اما واقعیت این است که امروزه در بسیاری از اوقات، ارائه‌کردن و عرضه‌کردن در یک معنا به‌کار می‌روند و نباید این کاربرد را خطا دانست.

۱۸. ارباب در عربی جمع کلمهٔ «رَبّ» است؛ اما فارسی‌زبانان با آن مانند مفرد برخورد می‌کنند. بنابراین کاربرد «اربابان» و «ارباب‌ها» بی‌اشکال است.

۱۹. ارک و ارگ هر دو صحیح‌اند.

۲۰. پس از ترکیب‌هایی مثل از ترس اینکه فعل باید بر وجه التزامی و به‌صورت مثبت بیاید؛ مثلاً اگر نگران آمدن کسی باشیم، باید بگوییم: «از ترس اینکه بیاید...» و اگر بگوییم «از ترس اینکه نیاید...» خطاست. 

۲۱. بهتر است زبان و مردم اسپانیا را اسپانیایی بنامیم و نه اسپانیولی. «اسپانیول» کلمه‌ای فرانسوی است به‌معنای «منسوب به اسپانیا».

۲۲. الف در فعلِ است همیشه نوشته می‌شود؛ جز در مواردی که کلمهٔ پیش از آن مختوم به «ا» یا «و» باشد: خداست، اوست. دستورخط فرهنگستان نیز همین‌گونه است.

۲۳. استانبول و اسلامبول هر دو صحیح‌اند؛ با این تفاوت که استانبول به تلفظ رایج در ترکیه و دیگر کشورهای جهان نزدیک‌تر است.

۲۴. استعفاکردن یا استعفادادن؟ بهتر است استعفا را با فعل «کردن» به‌کار ببریم. در گذشته، این واژه با فعل «خواستن» نیز می‌آمده است.

۲۵. مرحوم نجفی کاربرد اسم معنی به‌جای جمع گروهه خطا می‌دانست. یعنی معتقد بود نباید به‌جای «روحانیان» بگوییم «روحانیت»، به‌جای «مستکبران» بگوییم «استکبار» یا به‌جای «مرتجعان» بگوییم «ارتجاع». نجفی بعدها در این موضوع تجدیدنظر کرد.

۲۶. مرحوم نجفی کاربرد کلمات باب استفعال با فعل «خواستن» را «حشو قبیح» می‌دانست؛ اما اگر این کاربرد رایج شده باشد، شاید نتوان آن را خطا دانست، مانند استمدادخواستن.

۲۷. اسم مذکر و مؤنث در فارسی با هم تفاوت صوری ندارند؛ بنابراین جز در ترکیب‌های رایج (کاغذ باطله، قوۀ قضائیه، وسایل نقلیه و...) کاربرد صفت یا اسم مؤنث دلیل روشنی ندارد. لذا بهتر است به‌جای کاربرد کلماتی مانند اینجانبه، حاجیه و... آن‌ها را بدون تای تأنیث بیاوریم.

۲۸. اشعه در عربی جمع «شعاع» است؛ اما در فارسیِ امروز عموماً آن را مفرد می‌بینند. بنابراین جمع‌بستن این واژه را دیگر نباید خطا دانست.

۲۹. اتوشویی را نباید به‌جای «خشک‌شویی» یا «لباس‌شویی» به‌کار برد. مرحوم نجفی معتقد بود اتوشویی را باید به کارگاه‌های شست‌وشوی اتومبیل گفت(؟!).

۳۰. اعاده یعنی «بازگرداندن»؛ بنابراین باید گفت اعادۀ حیثیت «به» فلانی و نه «از».

۳۱. افراط و تفریط متضادند. افراط یعنی زیاده‌روی و تفریط یعنی کوتاهی. گاهی برخی فکر می‌کنند این دو مترادف‌اند.

۳۲. اهالی افغانستان را باید افغان نامید و افغانی یعنی منسوب به افغان‌ها. واحد پول کشور افغانستان نیز «افغانی» نام دارد.

۳۳. اقل، اکثر و دیگر کلماتی که بر وزن «افعل» هستند، در عربی تنوین نمی‌گیرند؛ اما در فارسی کلمات رایجی مثل «اکثراً» و «اقلاً» را دیگر نمی‌توان غلط دانست.

۳۴. مرحوم نجفی استفاده از اکثریت به‌جای «اکثر» را خطا می‌دانست؛ اما واقعیت این است که این کاربرد در نوشتار و گفتار رایج شده است.

۳۵. استفاده از اگرچه، هرچند و... با اما، ولی، لکن و... در یک عبارت (جملهٔ پایه و پیرو) خطا نیست. به‌قول حافظ: «اگرچه زنده‌رود آب حیات است / ولی شیراز ما از اصفهان به.

۳۶. الغا با القا متفاوت است. اوّلی یعنی «لغوکردن»، مانند الغای بردگی؛ اما دومی یعنی «تلقین‌کردن و آموختن»، مانند القای شبهه.

۳۷. امانت‌گذار با امانت‌گزار متفاوت است. اوّلی یعنی کسی که امانتی را به دیگری می‌سپارد؛ اما دومی یعنی کسی که امانت را ادا می‌کند؛ یعنی پس می‌دهد.

۳۸. امپراتور یا امپراطور؟ مرحوم نجفی ضبط اول را بهتر از دوم دانسته است؛ اما فرهنگ املایی خط فارسی فقط ضبط اول را صحیح می‌داند.

۳۹. انتر یا عنتر؟ به‌احتمال‌زیاد، «انتر» به‌معنای «بوزینه» واژه‌ای فارسی است و نباید با عین نوشته شود. فرهنگ املایی خط فارسی هر دو صورت را درست دانسته است.

۴۰. انتساب با انتصاب متفاوت است. اوّلی یعنی «نسبت‌داشتن» و «مرتبط‌بودن»؛ اما دومی یعنی «گماشتن» و «نصب‌کردن».

۴۱. فعل‌هایی مثل انتظار می‌رود، امید است و... بار معنایی مثبت دارند و باید برای امور پسندیده و خواستنی به‌کار بروند.

۴۲. واژهٔ انزجار به‌معنای «تنفر و بیزاری» با همین املا صحیح است. انضجار نه در واژه‌نامه‌های مطرح فارسی وجود دارد و نه لغت‌نامه‌های عربی.

۴۳. اوباش در عربی جمع است؛ اما در فارسی می‌توان آن را جمع بست: اوباشان، اوباش‌ها.

۴۴. برخی صفات تفضیلی در عربی را می‌توان در فارسی صفت مطلق دانست و با «تر» آورد. این کاربرد حشو نیست؛ به‌قول حافظ: «ایام شباب است شراب ’اولی‌تر‘».

۴۵. مرحوم نجفی اینک و اکنون را مترادف نمی‌دانست؛ اما امروزه تمایز این دو بسیار کم‌رنگ شده است و معمولاً به‌جای هم به‌کار می‌روند. البته «اینک» بار ادبی بیشتری دارد و برای به‌کاربردن آن باید به زمینهٔ متن توجه کرد.