سوم. پاسخ سومی هم هست؟ شاید. در میانهٔ طیفی که گفتیم (اگر نگویید که نگو «طیف»؛ بگو «پیوستار»)، می‌توان نظرات متعادل‌تری سراغ گرفت: «نه باید با زبان‌ورزیِ مردم جنگید و نه همه‌چیز را به حال خود رها کرد»، «باید ضعف‌های الفبای فارسی را هم در نظر داشت و گاهی به مردم حق داد»، «گسترش شبکه‌های اجتماعی طبعاً زبان را هم متأثر می‌کند؛ هرچه باشد زبان زنده است و واکنش دارد» و… .

چهارم. چه باید بکنیم؟ نمی‌توانیم انکار کنیم که «اصلاً» و «اصن» و «عثن» با هم متفاوت‌اند. هرکدام از این‌ها پیام‌های مختلفی به خواننده می‌رسانند و در جای خود کاربرد دارند. اما این را هم نباید فراموش کنیم: هرکدام از ما روزانه زمان زیادی را در فضاهای به‌اصطلاح مجازی می‌گذرانیم و اگر در خواندن و نوشتنِ خارج از عرف افراط کنیم، ممکن است کم‌کم عادت کنیم. آن وقت شاید ترک عادت به این سادگی‌ها نباشد و درست در بزنگاه‌ها مطمئن نباشیم که «مطمئن» درست است یا «مطمعن»!

تمام حرف همین است: اولاً آگاهانه دست به ابتکار بزنیم و ثانیاً برای ابتکارهایمان حدومرزی قائل شویم. باور کنیم که زبان را نمی‌شود و نباید سرسری گرفت. هرچه باشد، بخشی از مسئولیت اجتماعیِ ما هم در حوزهٔ زبان معنا پیدا می‌کند.